نوع مقاله : علمی پژوهشی
تازه های تحقیق
گرچه کتاب اخلاق جنسیتیشده در زبان انگلیسی از مطالعات پیشگام در حوزه فلسفه اسلامی است، اما در مقایسه با آثاری که در این زمینه به زبان فارسی نوشته شده کتاب پیشرو و موفقی نیست. کتاب ایوبی نارساست چون کاملاً بریده از بافتار، زبان و زمانه متون است و این باور را تقویت میکند که امروز هم مرجع پرسش زن و مرد مسلمان درباره حیات اخلاقیِ درست این کتابها هستند و هیچ حساسیتی درباره عبارات آشکارا زنستیزانه یا نژادپرستانه موجود در آنها وجود ندارد. به نظر میرسد اگر نویسنده بنای مطالعهای دانشگاهی و بررسی عمق تأثیر و گسترۀ نفوذ این متفکران را دارد، در کنار اشاره به آثار فمینیستهای غربی و مسلمانان فمینیست جامعهشناس، تاریخپژوه و قرآنپژوه میبایست نسبت به مطالعات زنان پژوهشگر فارسیزبان در این حوزه آگاهتر باشد. بررسی کتابهایی مانند آثار دانشگاهیان و پژوهشگران مستقل حوزه زنان در ایران و مقالاتی مانند آنچه که ذکر آن گذشت بیش از بررسی تیراژ کتابها میتوانست نسبت جامعه دانشگاهی فارسی زبان (زبان منتخب نویسنده) را با مطالعات زنانهنگر دربارۀ میراث گذشته روشن کند.
با تمام این اوصاف، اقدام برای بازخوانی متون کلاسیک در فلسفه اسلامی در خارج از ایران، بدون تردید اقدام مبارکی است. کاری که پیشتر در حوزههای مطالعات قرآنی، حقوقی و تاریخی آغاز شده بود و اکنون به مطالعه متون فلسفی نیز تسری یافته است. محتمل است نخستین مطالعات به شدت متاثر از خوانشهای مشابه غربی باشد، چنانکه در ایران نیز کمابیش همینگونه است، اما به نظر میرسد با آشنایی محققان و دانشجویانِ مطالعاتِ نظری و فلسفی دربارۀ جنسیت با آثار مشابه در قلمروهای مختلف زبانی، فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی و مطالعه و نقد و بررسی این آثار شاهد عمق و توسعه یافتن آنها باشیم. درعین حال بازخوانی میراث گذشته با مسائل و دغدغههای امروزی علاوه بر احیای متون پیوندهای ما را با ریشههای خود و بصیرتهای موجود در آنها تقویت خواهد کرد. کاری که بی شک کتاب خانم ایوبی نیز در آن سهیم است.
با این وصف، چنانکه پیشتر اشاره شده اثر اثری واجد کیفیتهای یک مطالعه فلسفی اصیل نیست. نویسنده آثار را از پشت عینک نقدهای فمینیستی غربی دیده است و از این بابت میتوان ادعا کرد همانقدر بیگانه با متون مواجه شده است که بسیاری از منتقدان فمینیسم در ایران با فمینیسم مواجه میشوند. پدیدهای مانند فمینیسم، با ابعاد پیچیده و گوناگون جنبشی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و فلسفی را نمیتوانیم با پیشفرضهای خود نقد و تحلیل کنیم و ناگزیر باید با رفتن به دل تاریخ و جغرافیای جنبشی و نظری آن، ابتدا درک درستی از ماجرا پیدا کنیم. به همین ترتیب نمیتوان اینچنین دور از سنت عظیم و پیچیده فلسفه اسلامی ایستاد و با انتخابی دلبخواه از چند اثر و بردن آن در چارچوب شکل گرفته در سنتی متفاوت، بدون هیچ مواجهه نقادانهای، پژوهش موفقی انجام داد.چارچوبهای نظری و مفاهیم نویی مانند «جنسیت» حتماً ابزارهای کارآمد ما برای تحلیل هستند که نباید از آنها غافل بود؛ ولی پژوهش فلسفی بیش و پیش از هرچیز از ما میخواهد که تا حد ممکن به موضوع پژوهش نزدیک و با آن آشنا و به آن وفادار باشیم.
مطالعه در حوزه فلسفه اخلاق اسلامی در نخستین گام آشنایی با کلیت تاریخ فلسفه اسلامی و جا و جایگاه نحلههای گوناگون آن را طلب میکند. هرگونه نظرورزی در این حوزه، خاصه اگر مخاطبان آن زنان مسلمان باشند، مستلزم آشنایی دست اول با منابع و متون اسلامیست. درعین اینکه، ابزارهای نظری نو در مطالعات انتقادی تلاش میکنند توجه ما را به سطور نانوشته و تفاوتهای ظریف جلب کنند: تأمل بر بین سطور و دیدن جنبههای گوناگون یک متن یا جریان فکری. فیلسوفان فمینیست غربی، خود از موفقترین الگوهابرای این قسم مطالعات انتقادی هستند. به همین دلیل است که خوانشهای جدید آنها توانسته جانی دوباره به آثار فلاسفهای چون ارسطو، هیوم، اسپینوزا و امثال آن بدهد و ردِّ اندیشههای موافق با تفکرات زنانهنگر، خاصه در حوزه اخلاقیات را تا گذشتههای بسیار دور در تاریخ فلسفه دنبال کند و برای ارائه رویکردهای جدیدِ زنانهنگر در اخلاق از آنها کمک بگیرد.
مطالعه زنانهنگر در آثار فیلسوفان اسلامی نیز، اگر قرار است صرفاً به مثابه مهر تأییدی بر مطالعاتِ تاریخی فلسفه فمینیستی غربی نباشد؛ بلکه چونان مطالعهای مستقل و گفت و گویی زنده با سنت صورت بگیرید، میبایست با غور در آثار و احوال و افکار فلاسفه مسلمان انجام پذیرد. دغدغهها، ترسها و مسائل آنها را در پیوند با بافتار و آبشخورهای فکریشان بشناسد و همزمان با اقدام برای نقد و بررسی آنها به دنبال شنیدن صداهای متفاوتی باشد که در تاریخ فکر و فرهنگ ما به حاشیهرانده شدهاند. از جمله جالبترین نمونههایی ازاین دست پژوهش، میتوان به کتاب ساختارهای منطقی فلسفههای اشراق (1398) اشاره کرد که اثریست در راستای پژوهشهای معاصر در قلمرو فلسفه اسلامی. در این اثر نویسنده تلاش کرده است نگاه اشراقی به هستی را در برابر نگاه متأثر از فلسفههای یونانی قرار دهد. مبلغ کوشیده است این نحله فکری فلسفی را، که دربرابر فلسفههای مشایی به نحوی «دیگری» محسوب میشود، بازسازی کرده و دلالتهای منطقی آن را برای فهمی دیگرگونه از جهان کشف و معرفی کند؛ رویکردهایی که «از یک سو وجود را ظهوری از یک حقیقت مخفی و در بطون میدانند؛ و از سوی دیگر، برای کشف این حقیقت...به قوههایی غیر از حس و عقل مفهومساز ارجاع میدهند»(مبلغ، 1398: 10). این اثر پژوهشی که بررسی ابعاد آن مقاله موسع و مستقلی میطلبد، از جمله نخستین تلاشهای اصیل برای بیرون کشیدن رویکردی نو از دل فلسفههای اسلامی موسوم به فلسفههای اشراقی است و چنانکه خود نویسنده هم در مقدمه آن اشاره میکند ملهم از رویکردهای زنانهنگر در فلسفه است. رویکردهایی که توصیه میکنند به خوب گوش کردن به «دیگری»، فهم دیگری، نقد منصفانه آن و تلاش برای کشف امکانها و کارآمدیهای آن برای جهان امروز. کاری که به نظر میرسد مطالعات جنسیت در قلمرو فلسفه اسلامی و به طور خاص اخلاق باید انجام دهند.
عنوان مقاله English
نویسنده English
This article is a critical review of the book Gendered Morality: Classical Islamic Ethics of the Self, Family, and Society, by Zahra Ayubi, published in Columbia University Press in 2019. This book is a feminist interpretation of three influential akhlaq treatises, written in Persian between the twelfth and fifteenth centuries: Kimiya-i Sa‘adat or The Alchemy of Happiness by Al-Ghazali; Akhlaq- iNasiri or The Nasirean Ethics by Nasir- ad Din Tusi; and Akhlaq- iJalali or The Jalalean Ethics by Jalal ad-Din Davani. The main problem of patriarchal Islamic ethics is the notion of "vicegerent of God" and Ayubi proposed that we should move beyond the definition of man as a rational animal and free reason from exclusion. Despite the fact that this is the first English book on this subject, Ayubi carried out her research within the framework of Western feminist philosophy concerning history of philosophy, and because of this, she has been unable to achieve original accomplishments and educate the English academic communities about the subtleties and possibilities of contemporary Islamic philosophy studies.
کلیدواژهها English